
اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمیدم که می خندومت ولی می تونم باهات گریه کنم اگه یه روز نخواستی به حرفهام گوش بدی خبرم کن........قول می دم که خیلی ساکت باشم اگه یه روز خواستی در بری بازم خبرم کن......قول نمی دم که ازت بخوام وایسی اما میتونم باهات بدوم اما.....................اگه یه روز سراغم رو گرفتیو خبری نشد..........سریع به دیدنم بیا حتمآ بهت احتیاج دارم


مفهوم عشق
از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
ا
ز خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….
دوستت دارم تا اخرین نفس عزیزم.
راستی تصویر بالا کاراکتر چینی سنتی به مفهوم عشق است
تو مي تواني دوستي مرا نپذيري. مي تواني مرا از خود براني. مي تواني روي از من بگرداني و براي هميشه مرا از ديدار خود محروم كني ... من هم مي توانم تو را نبينم. مي توانم روز ها و شبها بدون ديدار تو بسر برم. مي توانم چشمانم را از سر راه تو بگردانم و به سوي تو خيره نشوم. مي توانم زبانم را وادارم تا نام تو را بر خود جاري نكند. مي توانم گوشم را از شنيدن آهنگ صدايت بي نصيب نمايم. ولي ....قلبم.... او ديگر در اختيار من نيست. او تا زنده ام بياد تو خواهد طپيد او در درون خود بخاطر تو خواهد ناليد.
مگر ترانه هاي آسماني عشاق و سرودهاي ملكوتي دلباختگان بگوش تو نمي رسد؟
تمام هستي من، چرا دوستم نمي داري؟
باران که می بارد تو می آیی بارانِ گل ، بارانِ نیلوفر
باران ِمهر و ماه و آئینه بارانِ شعر و شبنم و شبدر
باران که می بارد تو در راهی از دشت شب تا باغ ِ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری
غم می گریزد ، غصه می سوزد شب می گدازد ،سایه می میرد
تا عطرِ آهنگ تو می رقصد..... تا شعر باران تو می گیرد........

این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده.وبه درخواست یکی از دوستانم این داستان رو گذاشتم حتما بخونیدش خیلی جالبه.
شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد. خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد؛ این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!
چه اتفاقی افتاده؟
در یک قسمت تاریک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!!!
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.
در این مدت چکار می کرده؟ چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقی! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشقی به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق شویم، اگر سعی کنی.
عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هرچه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
مرد جوان: نه، اينجوري خيلي بهتره.
زن: خواهش ميکنم ، من خيلي مي ترسم.
مرد: خوب، اما اول بايد بگي که دوستم داري.
زن: دوستت دارم، حالا ميشه يواش تر بروني.
مرد: منو محکم بگير.
زن: خوب حالا ميشه يواش تر بري.
مرد جوان: باشه به شرط اينکه کلاه کاسکت منو برداري وروي سر خودت بذاري، آخه نميتونم راحت برونم، اذيتم ميکنه.
زيباترين لحظاتم را به پاي ساده ترين دقايق زندگيت خواهم ريخت
تا باز هم بداني که من عاشق ترين عاشقانت هستم.
اي تمام هستي من بدان که آفتاب پر مهرت در آسمان قلبم هرگز غروب نخواهد کرد؛
چرا که ديوانه وار دوستت دارم

هنوز هم زيباترين آوای دنيا برايم شنيدن خنده های توست
هنوز هم زيباترين طلوع برايم طلوع چشمان زيبای توست
هنوز هم غم انگيز ترين اتفاق برايم صورت اندوه ناک توست
هنوز هم آغوشت برايم مقدس و دستانت زندگی بخش به جان من است
هنوز هم در کوچه های خلوت عاشقی ، در ميان سکوت بوسه هايمان زندگی ميکنم
شايد رهگذری مژده ای از رويای ماندگار و عشق جاودانه ام ، به همراه بياورد...

رو ساحل سرخ دلت اسم کسي رو حک نکن
به اينکه من دوست دارم حتي يه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجراي ما و عشق
تقصير چشماي تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم يه جو هوس نداشت
بس که يه عمر آزگار کاري به کار کس نداشت
تا اينکه پيدا شدي و گفتي ازاين چشماي خيس
تو دفتر ترانه هات يه قطره بارون بنويس
عشقمو دست کم نگير درسته مجنون نميشم
وقتي که گريه مي کني حريف بارون نميشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسي رو حک نکن
به اينکه من دوست دارم حتي يه ذره شک نکن
هنوز يه قطره اشکتو به صد تا دريا نمي دم
يه لحظه با تو بودنو به عمر دنيا نمي دم
همين روزا بخاطرت به سيم آخر مي زنم
قصه عاشقيمونو تو شهرمون جار مي زنم

دیگر از هیچ كس نمی ترسیدم
گفتنی ها را حرف زدم
كودكی ها رو مرور كردم
و زمان فراموش شد
كنار مهربانی تو مهربانی من هیچ بود
همه چیز ارام بود حتی نفس های من و تو ...
حتی دل ها هم قدرت این یكی شدن را نداشتن
من حس می كردم با تو و كنار تو هستم
نه هزاران كیلومتر دور از تو
امروز باز هم دلتنگی را تجربه كردم
خیلی وقت بود حس دل تنگ شدن نداشتم
زیرا همیشه دل تنگ بودم
امروز خنده هایم بلند بود
و قلبم پر از شادی
انگار نه انگار رختخوابم خیس از اشك بود
كاش می شد هر لحظه با تو بود و با تو خندید
كاش زندگی دو صفحه داشت
صفحه ی اول تو صفحه ی دوم من
وهیچ كس خلوت صفحه ها را به هم نمی ریخت
وكیبورد هم كار دل را می كرد
كاش زندگی فقط همین بود فقط همین
كاش می شد حرف ها رو شست تا صادق می شدن
كاش می شد اعتماد را تزریق كرد
تا هركس را دوست داری اعتمادش را جلب كنی
كاش می شد فاصله را از بین برد
تا یك شهر به یك قدم تبدیل می شد
اما سخت تر از این ها گفتن دوباره دوستت دارم است
و باور این كه كسی دوستت دارد
كاش می شد همه چیز را باور كرد
حتی خیال های پوچ كودكانه را...
اما كاش می شد هیچ چیز خیال نبود
كاش می شد همه چیز را به واقعیت نزدیك كرد
كاش همه چیز حقیقت داشت
حتی یك عشق مجازی
صفحه قبل 1 صفحه بعد









